اقای جعفر پناهی چرا شما نتوانستی سکوت کنی؟

چه درد است مماشات امروزیم و فردا روز اگر ورق بر گشت صدای اعتراض.اینگونه اغاز کردم تا بپرسم اقای پناهی چرا شما نتوانستی مماشات کنی؟چرا تو سکوت نکردی؟ما کجای تاریخ و این دنیای فانی قرار گرفته ایم.جز کدوام دسته هستیم؟عوامیم یا خواص؟اگر فهمیدیم تکلیف چیست.چند صباحی زندگی و بعد چه؟روی سخنم با خواصی از جنس جعفر پناهی است.باور کنید ادمی دردش می اید.اقایان خواص کیمیایی تقوایی و … کجای تاریخ ایستاده اید؟من سکوت کنم .تو سکوت کنی .ما سکوت کنیم.عجب مردمانی هستیم.عجب خواصی.!! همگان شاهدیم چه بر سرمان می اید.لمپنان و چماغداران دیروز از جنس دهنمکی ها هنرمندان امروز شدند.کسی که لقب کارگردان را با خود به یدک میکشد سارق فیلم نامه از اب در می اید.حافظه ی تاریخی نیز پر!!
اخراجی های 3 نیز در راه است.چیپس و پفک و خنده از شوق شوش و مولوی و راه اهن.اقای پناهی اوین خوش میگذرد؟من میگویم پناهی دیوانه!برادر مگر یک هنرمند سیاسی می شود؟
شاخ گوزن ها را خیلی پیش تر بریدن.طوری که گوزن پیر ما سر گیجه گرفته است!راه را گم کرده.اگر تو افساید هستی شکر بقیه اوت شدن.
خواصی که همگام جامعه نشود به ارزنی نمی ارزد.نمیدانم عاقبت و سر انجام چیست.اقای پناهی کاش سکوت می کردی امروز بی غم و غصه
چمدان می بستی و عازم جشنواره کن می شدی.و من دلشوره دارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: