Archive for آوریل 2010

ندا به مادرش گفت اینک نوبت ماست برای ازادی ایران به خیابان برویم.او ادای دین کرد .سهم ما چیست؟

آوریل 29, 2010

هنگامی که مصاحبه مادر ندا این شیر زن را میخواندم.بی اختیار گریه ام گرفت.نگاه اخر ندا دنیا را دیوانه کرد.نگاه اخر ندا پر بود از سالها درد و عذاب.ندا به مادرش گفت شما نیز سال 57 به خیابان ها میرفتید.اکنون نوبت ماست برای ازادی وطن به خیابان ها برویم.او ادای دین کرد و رفت.ما کجا ایستاده ایم.روزها با خود کلنجار میروم.من کجای این قصه ی نا نوشته ی تاریخی قرار گرفته ام؟خدای من این چه دردیست که هنوز باید به دوش بکشیم.ندا رفت.نداها کشته شدند.برای چه؟هر وقت به خیابان رفتم نگاه مادر اتشم زد.نرو.پسرم نرو.خواب دیدم.میکشنت.با هزاران بعض در گلو میگویم.ای خدا.ای مادرم.ای عزیز تر از جانم.ایا مادر ندا نگران نبود؟او هم دلواپس جگر گوشه اش بود.به خدا بود! چقدر غریب افتاده ایم در وطن.غربت سخت است .غریبی در وطن را چه کنیم.؟تکلیف چیست؟سکوت کنیم و دم نزنیم؟پس ندا چه می شود؟نداها چه می شوند.سهم ما چیست؟یکی جواب بدهد من از خود بی خود شده ام…

نیمه اول بارسا 0 بحرین 0 (اینتر)

آوریل 28, 2010

امیدوارم بارسا بتونه از صد این حریف بحرینی بگذره.رسیدن به فینا به چه قیمتی؟یاد بازیهای زیبای بارسا منچستر بخیر.زمانی که ادم دوست نداشت بازیهای این دو تیم تموم بشه.

حکومت فاسد.رهبری فاسد.مجلسی فاسد تر

آوریل 27, 2010

فاسد تر از رحیمی نمایندگان فاسد مجلس اند که با حکم حکومتی رهبری فاسد لال شدند.ننگ ابدی بر پیشانی سیاهتان

اگر میخواهیم خاورانی دیگر نباشد باید گذشت کنیم.

آوریل 26, 2010

خمینی کشت.67 سیاه بود.و… اگر میخواهیم بعد از 100 سال مشت های گره کرده خود را پایین انداخته یک بار برای همیشه کنار هم زندگی کنیم باید گذشت کنیم.انها کشته شدن تا درس ازادگی را به ما بیاموزند نه خون خواهی را

فقر فرهنگی قسمت اول/نام اصیل ایرانی

آوریل 23, 2010

از خود سوال کنیم چرا ایرانی همیشه طی سالها و عوض شدن حاکمیت های مختلف همچنان مشت گره کرده دارد و تا بوده زنده باد و مرده باد سر داده.چرا از ان تاریخ و تمدن کهن با ان همه اوازه از مشاهیرش گرفته تا هزاران نیک نامی دیگر تنها حرفش را میزنیم و در عمل و انتخاب راه درست ناتوان ماندیم.جامعه ما دچار فقر فرهنگیست.فقری که باعث شده بعد از این همه سال همچنان بی ثبات بمانیم.منتظر ناجی باشیم.در حالی که تنها ناجی ملت ها خودشان هستند.تا زمانی که خود را نشناسیم نمیتوانیم راه درست را پیدا کنیم.خود شناسی اصلی ترین مقدمه بر شناخت پیرامون است.از منظر اجتماع .سیاست.و…ما کوتاهی کردیم.علت تمام گرفتاری هامان هم عدم مسئولیتی است که نسل به نسل گشته تا ما همچنان ارزوی زندگی به معنای واقعی را داشته باشیم.اری ما کوتاهی کردیم.به دنبال مقصر نباشیم.هر کس از پدران و نسل های پیش از ما گرفته تا خود من و تو که در این زمانه زندگی میکنیم.سهمی داشتیم که به دلیل عوامل مختلف ان را به درستی درک نکرده و انجام ندادیم.این سرزمین همواره کارزار هزاران وقایع ریز و درشتی بوده که همان عدم درک درست باعث بی سر انجامی ما شده.عامیانه تر بگویم.از تاراج مغول و چنگیز ها گرفته تا حمله اعراب به ایران.اما ما همچنان فقیریم.فقری از پایه و نخست نام.کمی بی اندیشیم .ما ایرانیان با خود چه کردیم.؟یهودیان نیز در طول تاریخ به نوعی این ظلم و ددمنشی را از طرف نازی ها داشته اند .اما کجای تاریخ را سراغ داریم که نام یک یهودی ادلف باشد؟مثال ها فراوان.بدگویی از اعراب و حمله ی این قوم نیز همواره نقل و نبات محفل جامعه ایرانی بوده.!چنگیز می شود نماد یک نژاد اریایی؟ معتقدم در این برهه از زمان که حس میشود از ان تنبلی و بی تفاوتی بیرون امدیم و جنب و جوشی عیان شده .نکته ای که احساس میشود .غنا بخشیدن و بازگشت به اصل و ریشه مان است.این وظیفه من و توست.از گذشته باید عبرت گرفت.پدران و مادران اینده ایران زمین ما چاره ای نداریم جز مبارزه با این فقر فرهنگی.اغاز کنیم و فصلی نو رو بگشاییم.از نام ها شروع کنیم.ایران و ایرانی یعنی زیبایی و جلال.بگردیم و زیباترین و ناب ترین نام ها را برای ارش های اینده این سرزمین انتخاب کنیم.ما محکومیم به بازگشت به اصل خویش.جز این تقلایی است تهی.پاینده ایرانی بیدار.

محسن رضایی مردی از جنس حقارت من شورای نگهبان را ستون دیانت در سیاست می دانم.

آوریل 21, 2010

دبیر مجمع تشخیص مصحلت نظام، اخیرا در نشستی خصوصی كه با حضور تعدادی از روحانیون برگزار شده بود، به ایراد سخنانی پرداخت كه حاوی نكات جالبی می باشد.

محسن رضایی در خصوص نماز جمعه تاریخی مقام معظم رهبری در روز 29خرداد بیان داشت: پیش از نماز جمعه با صحبت با آقای موسوی، از وی خواستم تا در نماز جمعه حضور یابد. از طرفی از آقای علی لاریجانی هم خواستم تا با آقای ناطق نیز صحبت كند تا در نماز جمعه شركت نمایند؛ اما پس از نیامدن آن دو، ارتباطم را با ایشان قطع كردم و حضورا و یا حتی به صورت تلفنی نیز با ایشان ارتباط یا دیداری نداشتم.

وی با تأكید بر پذیرش نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، ابراز داشت: من شورای نگهبان را ستون دیانت در سیاست می دانم.

به گزارش خبرنگار جهان، دبیر مجمع تشخیص مصلحت با اشاره به مراسم تنفیذ حكم ریاست جمهوری توسط رهبری نظام اسلامی، ضمن با اهمیت و سرنوشت ساز دانستن این روز، بیان داشت: من برای روز مراسم تنفیذ به سراغ آقای هاشمی رفسنجانی رفتم تا ایشان را به مراسم تنفیذ بیاورم، اما خانواده آقای هاشمی به من نشانی ندادند تا ایشان را برای تنفیذ دكتر احمدی نژاد بیاورم.

رضایی در خصوص اظهارت «داوود دانش جعفری» – نماینده ستاد انتخاباتی وی – در دیدار نمایندگان ستادهای نامزدهای انتخاباتی با مقام معظم رهبری گفت: من زمان و فرصتی برای اینكه به دانش جعفری بگویم در دیدار خدمت حضرت آقا چه بگوید، پیدا نكردم؛ بنابراین ایشان هرچه كه گفتند از جانب خودشان بود. بعد از دیدار، من از آقای دانش در مورد جلسه سؤال كردم كه ایشان گفت آقا فرمودند كه هرچه را كه در ته دلتان است مطرح كنید و من زمانی كه دیدم برخی‌ها مطالبی را بیرون جلسه می‌گویند كه حاضر نیستند در مقابل رهبری بیان كنند، سؤال مورد نظر آنها مبنی بر سخنرانی مقام معظم رهبری در كردستان و برخی اظهار نظرها مبنی بر برداشت از حمایت معظم له از كاندیدایی خاص را پرسیدم.

رضایی افزود: دانش جعفری فردی سیاسی نیست و یك عنصر دانشگاهی است، چرا كه اگر سیاسی بود می‌توانست سخنانش را به روش دیگری ارائه كند.

وی با بیان اینكه امكان دارد در نامه بنده اشتباهی وجود داشته باشد و البته این اشتباهات نیز قابل حل است، افزود: بعد از اینكه برخی دوستان برداشت نادرستی از نامه من كردند و برخی مطالب را به من منتسب كردند كه از اصل در نامه من نبود، من تصمیم گرفتم تخریب بشوم اما پاسخ ندهم؛ چون اگر این كار را می‌كردم، به خانواده‌ام جواب داده ‌بودم و به همین دلیل هیچگاه پاسخ ندادم.

وی همچنین ادامه داد: به بعضی دوستان، خبر نادرست داده و گفته بودند كه آقای موسوی و هاشمی با من تشكیل جلسه داده اند؛ در حالی كه من حتی در انتخابات هم موسوی را ندیده بودم

اقایان علما ی سبز اندیش شما را چه می شود؟

آوریل 18, 2010

اقایان علما ی سبز اندیش روی سخن با شماست.اقایان صانعی.دستغیب.طاهری.گلپایگانی شما را چه می شود؟این دنیای نکبت بار چه دارد که سکوت کرده اید.ایا نمی شود کاری کرد.اقایان علما کلاه خود را قاضی کنید.منصور اسانلو سالهاست در زندان است.شکنجه در زندان ها به هر نوعی بیداد میکند.این همه کشتار.ایا جان شما فقط شیرین است و عزیز.اقایان پرهیزکار امروز یا فردا همه رفتنی هستیم.چرا جمع نمیشوید و سری به زندان ها و سراغی از زندانی های بیگناه نمیگیرید.اقایان واقعا با خود به دیار باقی چه چیز میبرید؟زمان شاه بود فریاد وای اسلاما تان گوش فلک را کر کرده بود.چرا اکنون که به اسم اسلام میکشن و تجاوز میکننن و زندانی سکوت کردید؟چرا شهامت ندارید دسته جمعی به زندان ها بروید.شما که تمامیتتان از همین مردم است!تا کی سکوت.نام شما را اوردم چون تکلیف علمای درباری خامنه ای بر همگان معلوم و هویداست.امثال ناصر مکارم شیرازی ها که هم از توبره میخورند و هم از اخل.اقایان علما چرا سکوت.تا به کی سکوت.کلاه خود را قاضی کنید.به جای رویگردانی از رییس دولت قتل و غارت کودتایی ایا نمیشود همت کنید و به زندان ها بروید تا با چشم خود پر پر شدن هم وطنان را ببینید؟

اعتراف دو شیخ کودتاچی:احمد جنتی و محمد یزدی/کودتا کردیم، چون اختیارات رهبر در خطر بود/پیک نت

آوریل 18, 2010

در سه روز اخیر، دو سخنرانی، از دو روحانی که نقشی کلیدی در کودتای 22 خرداد علیه نتیجه انتخابات ریاست جمهوری داشتند منتشر شده است. یکی از این دو روحانی شیخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان است که در جریان سفر به «بوشهر» سخنرانی کرده و نظرش را درباره دلیل کودتا گفت و دیگری شیخ محمد یزدی عضو همین شورا و رئیس تحمیلی جامعه روحانیت حوزه علمیه قم است که در دیدار با شورای مرکزی کمیته امداد وابسته به حزب موتلفه اسلامی، نظر احمد جنتی را به سبک خود تکرار کرد.

شیخ محمد یزدی که به تازگی از روی صندلی چرخدار بلند شده و به زور عصا و کمک یک همراه می تواند راه برود، دوستی قدیمی و بلکه کهنه ای با پدرخوانده موتلفه اسلامی، حاج حبیب الله عسگراولادی دارد. این هر دو، در جریان تدارک انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد در سال 1376 که مسئله نامزدی میرحسین موسوی برای این انتخابات مطرح بود، از تهران به قم رفته و در دیدار با چند تن از آیت الله های حوزه علمیه قم – از جمله آیت الله امینی و آیت الله مسعودی- به آنها هشدار دادند که «با آمدن موسوی، اقتصاد ما خراب می شود!»

این سفر و بیان هشدار، همزمان بود با سفر جواد لاریجانی معاون وقت وزارت خارجه به لندن و دیدار با «نیک براون» انگلیسی. در آن دیدار نیز جواد لاریجانی ضمن ابراز نگرانی از نامزدی میرحسین موسوی و «خاتمی»؛ به انگلیس ها اطلاع داده بود که جناح راست از «ناطق نوری» حمایت می کند. شرح دیدار توطئه آمیز شیخ محمد یزدی و عسگراولادی با برخی روحانیون قم، بعدها توسط آیت الله مسعودی افشاء شد. وی در افشاگری خود گفت که اکثریت جامعه روحانیت قم در آن جلسه شرکت نداشتند و آنهائی که حاضر بودند هم با نظر یزدی و عسگراولادی موافقت نکردند. ماجرای دیدار لاریجانی با نیک براون انگلیسی هم تبدیل شد به پتکی بزرگ بر سر جواد لاریجانی. چنان که هنوز هم نتوانسته خود را از زیر این ضربه بیرون بکشد.

این مرور گذشته های نه چندان دور، برای درک دشمنی و کینه ریشه دار و در درجه اول «اقتصادی» امثال محمد یزدی و عسگراولادی با موسوی و انگیزه حمایتشان از احمدی نژاد و کودتای 22 خرداد لازم است. در توطئه قتل آیت الله منتظری توسط اوباشی که به خانه وی حمله کردند نیز این دو شیخ، نقش اصلی و هدایت کننده را داشتند. حتی نقل است که احمدجنتی در اعتراض به تمام نشدن کار در جریان آن حمله گفته بود: طناب می انداختید گردنش و از خانه بیرونش می کشیدید و به جائی می بردید که من هم دیگر از او خبر نداشته باشم!» آن یورش به حبس خانکی 6 ساله آیت الله منتظری ختم شد.

با این مقدمه، سخنرانی اخیر جنتی و یزدی، عمیق تر درک می شود. این هر دو، جنبش سبز و پیروزی موسوی را یک توطئه می دانند. توطئه ای که باید علیه آن کودتا می شد. چرا؟ زیرا این جنبش خواهان محدود کردن اختیارات علی خامنه ایست.

آنها درست می گویند و مشکل کنونی حاکمیت جمهوری اسلامی نیز همین است. یعنی حکومت سلطنتی خامنه ای و دیکتاتوری مطلقه او! هم شیخ محمد یزدی و هم شیخ احمد جنتی از مخالفان جسور اختیارات آیت الله خمینی بودند. بنیاد رسالت و روزنامه رسالت را به کمک آیت الله آذری قمی برای مخالفت با اختیارات آیت الله خمینی راه اندازی کردند. آنها مخالف ادامه نخست وزیری موسوی بودند و مخالفتشان با اختیارات آقای خمینی نیز، از جمله به همین دلیل بود. این که همین دو نفر امروز تا پشت سر گذاشتن مرز کودتا، طرفدار اختیارات مطلقه علی خامنه ای هستند، ناشی از تفاوتی است که خامنه ای و استفاده از اختیاراتش، با خمینی و استفاده از اختیاراتش دارد. همان اندازه که اختیارات آقای خمینی چماقی بود بر سر یزدی و جنتی، در حکومت آقای خامنه ای چتر حفاظی است بر سر یزدی و جنتی. این حّب علی، ریشه دراینجا دارد! آنها حق دارند از محدود شدن اختیارات علی خامنه ای وحشت داشته باشند. همان اندازه که موسوی و خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی را طرفدار مخالفت با این اختیارات می دانند و به آن اشاره می کنند.

شیخ محمدیزدی در دیدار با شورای رهبری کمیته امداد که دراختیار موتلفه اسلامی است گفته: «برخی به منظور تضعیف جایگاه ولایت و رهبری، قصد محدود كردن اختیارات ایشان را دارند .آنها قصدشان این است تا برای رهبری تعیین تكلیف كنند و مدام بگویند رهبری این كار را بكند و این كار را نكند. آنها از اصطلاحاتی نظیر «فتوای شورایی، اجتهاد شورایی،( اشاره به سخنان هاشمی در مشهد) حق حاكمیت، سازمان های بین المللی و حقوق بشر» برای محدود كردن اختیارات ولایت و رهبری استفاده می كنند . می گویند برای دوران ولی امر باید مدت زمان تعیین كرد. یا مجلس خبرگان مدت زمان رهبری را تعیین نماید. متاسفانه حتی برخی از شخصیت های برجسته كشور نیز به این حرف ها توجه می كنند.»

شیخ احمد جنتی نیز در همایش ولایت فقیه در بوشهر، در باره انتخابات گفت:

«آنها درصدد بودند پس از پیروزی، ولایت فقیه را تضعیف كنند. شرایط انتخابات سال گذشته فرق می‌كرد و دشمنان پیش از سال 88 در داخل و خارج برنامه‌ریزی كرده بودند تا از این انتخابات بهره‌ ببرند و اصل نظام و ولایت فقیه و حكومت اسلامی را زیر سئوال ببرند .

رهبر معظم انقلاب درهمه صحنه‌های انتخابات با قاطعیت ایستادگی كردند و حتی نمایندگان معترض به نتیجه انتخابات را نیز به حضور پذیرفتند و آنان نظرات خود را با ایشان مطرح كردند. (یکی از آنها که نظرش را گفت مرتضی الویری بود که سر از زندان کودتا در آورد و دیگری فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی بود که شرح آنچه برخانواده کروبی و خود او رفته بی نیاز از توصیف است. آنها در آن دیدار صریحا مستندات خود را در باره تقلب در انتخابات گفتند اما علی خامنه ای کار خودش را کرد و از این گوش شنید و از آن گوش در کرد.)

جنتی اضافه کرد: سلطنت طلبان، بهائيان، مجاهدين، ملي مذهبي‌ها، نهضت ملي، مشاركتي‌ها، كمونيست‌ها سكولارها از جمله گروه‌هايي بودندكه براي آشوب جمع شده بودند. رهبر معظم نظرشان این بود كه مردم باید آشوبگران را محكوم كنند .»

چه سندی معتبر تر از این دو اظهار نظر درباره دلیل و انگیزه کودتای 22 خرداد و سرکوب خونین مردم؟

سر خط خبر ها

آوریل 17, 2010

دادستانی حکم ظهور مهدی را از انگلیس به تهران صادر کرد.مهدی بیا مهدی بیا

زیباترین در بالاترین

آوریل 16, 2010

از قدرت و زیبایی جوانیت لذت ببر/و یادت باشه قدر و قدرت زیباییت رو نمی فهمی/تا وقتی رنگ ببازه/اما باور کن 20 ساله دیگه وقتی به عکسات خیره میشی/متوجه میشی چه امکاناتی در برابرت بوده و چه ظاهر دل انگیزی داشتی/اینو الان متوجه نیستی/تو انقدر که فکر میکنی چاق نیستی/دل نگران اینده نباش/نگران نگرانی اونایی باش که به فکر مشکلاتی هستند که حل کردنش برای تو مثل اب خوردنه/هر روز حد اقل دست به کاری بزن که ازش میترسی/اواز بخون/با احساسات دل مردم با بی احتیاطی بر خورد نکن/و با کسانی که با تو این طور بر خورد میکنند کنار نیا/راحت باش/وقتت رو با حسادت تلف نکن/گاهی انسان پیشه و گاهی و گاهی عقب تر از دیگران/این یک قاعدست/و در انتهای راه به خودت ایمان داشه باش/تعریف هایی که ازت میشه به خاطر بسپار/و اهانت ها رو فراموش کن/و اگه در این مورد موفق شدی به منم یاد بده/محبت ها و دلدادگی ها رو حفظ کن/و عملکرد حساب بانکی تو بریز دور/سعی کن اگه نمیدونی با زندگیت چیکار کنی احساس گناه نکنی/خیلی ها رو میشناختم که در 22 سالگی هنوز نمیدونستن/و خیلی ها رو میشناسم که 40 سال دارن و هنوز نمیدنن/زیاد مشورت کن/با زیر دستات مهربان باش/روزی دلت براشون تنگ میشه/شاید ازدواج کنی/شایدم نکنی/شاید بچه دار شی /شایدم نشی/شاید در 40 سالگی طلاق بگیری/شاید در 75 سالگرد ازدواجت بلند شی و برقصی/به هر حال هر کاری میکنی زیاد به خودت غره نشو/زیادی هم خودتو سر زنش نکن/انتخاب های تو در زندگی مثل دیگران روی شانس و فرصته/از بدنت لذت ببر و هر طور میتونی ازش بهره بگیری/از نظر دیگران در باره بدنت نترس/جسم تو با ارزش ترین ابزاریه که در اختیار داری/در هر حال از خوندن مجلات زیبایی پر هیز کن/چون باعث میشه فکر کنی حسابی زشتی/پدر و مادرت رو بشناس/هر گز نمیدونی کی اونارو از دست میدی/با خواهران و برادرانت مهربان باش/اونا بهترین رابط تو با گذشته اند/و به احتمال فراوان در اینده نیز همراهت خواهند بود/اینو درک کن که دوستان میان و میرن/ولی معدودی رو که ارزش دارن حفظ کن/سعی کن فواصل جغرافیایی و تفاوت دیدگاه ها رو کم کنی/چون هر چه از سنت بگذره بیشتر به کسانی که در جوانی میشناختی نیاز داری/میتونی در نیویورک زندگی کنی/اما قبل از اینکه بهت فشار بیاد اونجارو ترک کن/میتونی در شمال کالیفورنیا زندگی کنی اما قبل از اینکه زیاد بهت خوش بگذره اونجارم ترک کن/سفر کن/زیاد با موهات ور نرو/وگرنه در 40 سالگی 85 ساله به نظر میای/دقت کن به کی نصیحت میکنی/اما در مقابل نصیحت صبور باش/و به هر حال در تند باد حوادث مواظب خودت باش